به پس‌وند و پيش‌وند‌هايي دلمان را خوش كرده‌ايم كه به دم يا ريش اسم‌هايمان مي‌بندند.بعضي ها را تئوريك، با هزار خون دل به دست آورده‌ايم و بعضي را هم با تجربه‌هاي تلخ و شيرني كه به سختي تاوان‌هاي سنگيني براي‌شان داده ايم.
دكتر،مهندس و ... حتا بالاتر از اينها استاد...! هر چه مي‌خواهد باشد. اگر شخصيت و تربيتي با درك شعوري بالا در كنارش نباشد، از ما انسان بي‌شعوري خواهد ساخت كه گاهي بايد در برابر ادب و صداقت كارگر ساده شهرداري،پينه دوز پير لبخند به لب كنار كوچه،كودك دست‌فروشي كه در كتاب ادبيات ، شعر مور سعدي را با عشق مي‌خواند، مدت زماني شايد بسا طولاني را شاگردي كرده و سر تعظيم فرود بياوريم.
البته اگر معرفت انساني هنوز يادمان نرفته باشد و غرور كاذب بر گرفته از اين القاب به ظاهر زيبا آنقدر كورمان نكرده باشد كه انسانهاي بزرگ جلوتر از خويش را هم ببينيم.

ستاره كلهر