میون قصه های من یه بی پدر پیدا شده
یه غریبه نیومده٬  با دلم آشنا شده

مزرعه ی خوشگلمو  ٬ کرده قرق مث کلاغ
حیوونی رو کیش می کنم ! مات نمیشه از توی باغ

هم کت و شلوار تنشه ! هم کراوات اطلسی
مترسکه خوشگلیه! دوسش دارم قد کسی !

دلم می‌خواد بشکنمش ، غرورش اما سنگیه
نمی ره از تو مزرعه‌ام ، خوش خط و خال و رنگیه

طبل تو خالی دلش ، پر از خیال خامٍ  و
می خواد که صاحبم بشه ،دل منم که  رامٍ و

نمی دونم چکار کنم بین زمین و آسمون 
دعا کنم که بمیره ، یا که بره از خونمون

اما بدون اون منم ٬ تنها می شم تو مزرعه
کاشکی کلاغه قصه مو ، در گوشی بهش نگه

می ترسم از عاقبتش ، 
                                     ... میون حرف من ندو
تا آخرش باهام بمون،   رفیق نیمه را (ه) نرو !