مترسك نيمه راه
میون قصه های من یه بی پدر پیدا شده
یه غریبه نیومده٬ با دلم آشنا شده
یه غریبه نیومده٬ با دلم آشنا شده
مزرعه ی خوشگلمو ٬ کرده قرق مث کلاغ
حیوونی رو کیش می کنم ! مات نمیشه از توی باغ
هم کت و شلوار تنشه ! هم کراوات اطلسی
مترسکه خوشگلیه! دوسش دارم قد کسی !
دلم میخواد بشکنمش ، غرورش اما سنگیه
نمی ره از تو مزرعهام ، خوش خط و خال و رنگیه
طبل تو خالی دلش ، پر از خیال خامٍ و
می خواد که صاحبم بشه ،دل منم که رامٍ و
نمی دونم چکار کنم بین زمین و آسمون
دعا کنم که بمیره ، یا که بره از خونمون
اما بدون اون منم ٬ تنها می شم تو مزرعه
کاشکی کلاغه قصه مو ، در گوشی بهش نگه
می ترسم از عاقبتش ،
... میون حرف من ندو
تا آخرش باهام بمون، رفیق نیمه را (ه) نرو !
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 9:9 توسط ستاره کلهر
|